تبليغاتX
< > •.¸•.¸*فریاد خاموش*¸.•¸.•

دختر دریا






| چهارشنبه 1387/03/15 | 3:11 بعد از ظهر 

 

 

 

تو این شبهــای خط خطــی                 ستارهـــای پاپتـــــی

گم شدن و نیست تـوی راه                  فانوســـک رفاقتــــی

به هرکی می خوای دل بدی               دل میکـنه به راحتـــی 

دنیـــــا چــه آلــــوده شــــده                به سم بی صداقتــی

پاهــای عشــق و عــاشقی                تاول زده بگـی نگــــی

انگـــــار تمـــوم زنـدگــــــــی                گرفته بــوی کهنگـــی  

 بایـــد با دنیـــا کــاری کــــــرد               بیشتر از اینها نشه بد      

 به پای عشــق و عاشقـــــی                مرحم دلدادگــــــی زد  

 بایـــد دوبـــاره تــازه شــــــــد              توی هوای رابطـــــــــه   

بایــــد دوبـــاره خط کشیـــــــد             رو هر چی رسم غلطـه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امشب فریاد من از بی کسی نیست

فریاد من  از دوری یار است

امشب دل من تنگ کسیست

که خزان کرد امید مرا پر زد و رفت

امشب زیر این سقف کبود دل من می نالد

حسرت دیدار می کشد دست به دامان دلم

امشب دل من تنگ کسیست

که غرق در مرداب خیالم گشته

امشب پشت این پنجره ها دل من می خواند

در آتش عشق تو می سوزد و می سازد

امشب دل من تنگ کسیست

که در این فاصله ها گم شده است

امشب رو به این دشت سیاه دل من می گرید

می کند یاد بهار و به خزان می نگرد

امشب دل من تنگ کسیست

که ویرانگر جانم شده است

امشب کنج اتاق دل من میمیرد

می شود  خاموش و به خاک می افتد

 

 

دلشكسته اي به نام مریم | لينک ثابت | موضوع: |

| پنجشنبه 1387/01/29 | 12:40 بعد از ظهر 

بیست و هشت روز از سال جدید(۱۳۸۷)می گذره و من هنوز تصمیم خاصی برای سال جدیدم نگرفتم.

دوست دارم هر چه زودتر از این سر در گمی بیرون بیام و تو سال جدید خودمو همون جور که هستم بشناسم.

می خوام هر چه زودتر روشن شه واسم از سالی که هیچ احساسی نسبت به اومدنش نداشتم چی می خوام و اون از من چی می خواد!

بیست و هشت ورق از دفتر امسال هم خط خورد و به سادگی یک نگاه ازش گذشتیم و هیچ فکر نکردیم همین ورقه های خط خورده عمر ماست که داره سیاه میشه و می گذره.کاش قدر این روزها و ساعت ها رو بیشتر بدونیم.

دوست دارم هدفم رو تو یک دشت سرسبز زیر سایه ی تک درخت دشت انتخاب کنم.

آره تک درخت!

دوست دارم زیر سایش آرامش رو پیدا کنم.با تکیه دادن به تن مهربونش و خیره شدن به آسمون آبی خدا رو بهتر احساس کنم.دوست دارم همون جا زار بزنم و از دلتنگیم تو سال جدید واسش  بگم.

خدا جون کاش  می شد.

*****************************************************

سوز دل

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت

آتشی بو در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه ی دوری دلبر بگداخت

جانم از آتش مهر و رخ جانانه بسوخت

سوز دل بین که زبس آتش اشکم دل شمع

دوش بر من زسر مهر چو پروانه بسوخت

آشنایی نه غریبست که دل سوز من است

چو من از خویشتن برفتم دل بیگانه بسوخت

خرقه ی زهد مرا آب خرابات ببرد

خانه ی عقل مرا آتش میخانه بسوخت

چون پیاله دلم از تو به که کردم بشکست

همچو لاله جگرم بی می و خمخانه  بسوخت

ماجرا کم کن و باز آ که مرا مردم چشم

خرقه از سر بدر آورد و بشکرانه بسوخت

ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی

که نخفتیم شب و شمع بافسانه بسوخت

دلشكسته اي به نام مریم | لينک ثابت | موضوع: |

وآنگه... | یکشنبه 1386/12/26 | 10:41 قبل از ظهر 

و آنگه که آن نگاه

بر چهره ام نشست

وآنگه که مست تماشای آن شدم

آن لبخند ساده ای

که بر آن چهره می دوید

با من چه ها نکرد

وآنگه که کودک گستاخ ذهن من

از هرم آتشین نفس های او

بی تاب گشته بود

با مادر قدیسه ی ایمان چه ها نکرد

وآنگه که طفل عشق

در نطفه می شکفت

با ساقی مسکین نواز دل بی قرار من

موسم روایت فردا چه ها نکرد....

*****************************************************

مرا میبینی و زیارت میکنی دردم

تو را میبینم و میلم زیارت می شور هر دم

به سامانم نمی پرسی نمی دانی چه سر داری

به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم

نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک و بگریزی

گذاری آروم بازم پرس تا خاک رهت گردم

ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آن دم هم

که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت دستم

*****************************************************

باز آی که بی تو مه من رنگ ندارد

شب های سیاهم دگر آهنگ ندارد

امشب که رخ ماه شب تار تمامست

آوائی به جز یاد تو رنج ندارد

من رندم و عاشق،خوشا حافظ شیراز

که من مست و خرابم

وین منزل ویران،راهی به خرابات ندارد

امشب دل من ماُمن غم های نهان است

وین کالبد خسته که می بینی

همه ماحصل درد فراق است

امشب شب من رنگ خوش خواب ندارد

وین چشم

از فراقت آن یار سفر کرده دگر تاب ندارد

امشب شب من گنگ،دلم تنگ

مهتاب شب من

پر از قصه و آهنگ

لیک این دل بی تاب خبر از خواب ندارد

*****************************************************

 

دلشكسته اي به نام مریم | لينک ثابت | موضوع: |

سلامی نو | یکشنبه 1386/12/12 | 0:23 قبل از ظهر 

اشکی از غنچه فرو ریخت و گل ندانست چرا؟

ماه به عشق نا بینا خندید و دل ندانست چرا؟

آفتابگردان عاشق از چشمک ستاره پژمرد و آفتاب ندانست چرا؟

و حالا با رفتنت دلم شده میخونه ی غم و تو ندانی چرا؟

اشک غنچه، گل رو پرپر کرد.

خنده ی ماه اشک رو از شاخه ی امید نابینا جاری کرد.

قلب آفتاب به باوفایی آفتابگردان لرزید. دل من از بی عشقی تو شکست و...اما میشه این زخم شکستگی رو با یه سلام دوباره به زندگی التیام بخشید و تمام لحظه های لبریز ازیاد تو رو به گورستان بی وفایی سپردوهمونجا دفنش کرد.

...حالا با یه احساس جدید میگم:سلام

*****************************************************

بر زمین افتاده پخشیده ست
دست و پا گسترده تا هر جا

از کجا ؟
کی ؟
کس نمی داند

و نمی داند چرا حتی
سالها زین پیش
این غم آور وحشت منفور را خیام پرسیده ست

وز محیط فضل و شمع خلوت اصحاب هم هرگز
هیچ جز بیهوده نشنیده ست

کس نداند کی فتاده بر زمین این خلط گندیده

وز کدامین سینه ی بیمار

عنکبوتی پیر را ماند ، شکن پر زهر و پر احشا

مانده ، مسکین ، زیر پای عابری گمنام و نابینا

پخش مرده بر زمین ، هموار

دیگر ایا هیچ

کرمکی در هیچ حالی از دگردیسی
تواند بود ؟
من پرسم

کیست تا پاسخ بگوید

از محیط فضل خلوت یا شلوغی
کیست ؟
چیست ؟
من می پرسم

این بیهوده

ای تاریک ترس آور

چیست ؟

*****************************************************

فردا...

نمی شناسمت،از اهالی دیروزی و من امروز، در فردا جستجویت می کنم.گاه گداری میشنوم که که می گویند:فردا هوا بهتر است،فردا باران می بارد،فردا خیابان خلوت تر است،فردا زندگی زیبا تر است،فرداوفردا...

کاش این فردایی که همه از آن دم می زنند زودتر می آمد،کسی چه می داند شاید همانطور باشد که اینها میگویند.من که فردایشان را ندیده ام پس قضاوت نمی کنم.من به گذشته ام می اندیشم،به آن گذشته ای که آغازی خوش داشت.من هرگز منتظر فردا نمی مانم چون معتقدم امروز هم به نوعی فرداییست که دیروز در انتظارش بودم.

پس من فرداهای زیادی دیده ام اما فردایی که مردم از آن حرف می زنند چطور؟تو دیدی؟

فردا باوری است که هر کس از آینده ی خود دارد.آینده ای که سالهاست در انتظار آن است. فردای خوبی،فردای پاکی و فردای زندگی.فردا را باور کن...بیا که با دستهای مهر بذر عشق را بکاریم.بیا بدی ها را به بادبسپاریم و در به روی خوبی ها باز کنیم.بیا کمی مهربان تر باشیم.ممکن است روزی از خواب برخیزیم و دیگر فردایی در انتظارمان نباشد .

پس امروز را زندگی کنیم

*****************************************************

نیاز

به جای دسته گلی که فردا بر قبرم می گذلری

امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن

به جای سیل اشکی که فردا بر مزارم می ریزی

امروز با تبسمی شادم کن

به  جای متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه ها برایم می نویسی

امروز با جمله ای مرا یادم کن

من امروز به تو نیاز دارم نه فردا

*****************************************************

تخته سنگ

روی تخته سنگی نوشته شده بود: اگر جوانی عاشق شد چه کند؟

من هم زیر آن نوشتم:باید صبر کند

برای بار دوم که از آنجا عبور کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟

من هم با بی حوصلگی نوشتم:بمیرد بهتر است.

برای بار سوم که از آنجا عبور کردم انتظار داشتم زیر نوشته ی من نوشته ای باشد اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم.

 

 

دلشكسته اي به نام مریم | لينک ثابت | موضوع: |

| دوشنبه 1386/11/29 | 11:15 بعد از ظهر 

سلام مهربانم.

ای کاش گل بودی و من از باغچه ها می چیدمت یا که طلوعی بودی و از پنجره ها میدیدمت.

ای کاش چشمانت زریهی داشت چو رنگین کمان هر وقت باران میگرفت از دور می بوسیدمت.

ممنون از نظرای همه.طبق حرفی که به آقا هاشم گفتم از این به بهد هم طنز کار میکنم هم عاشقانه پس هوامو داشته باشین

با همون که خودتون خوب میدونین همراهیم کنین.(نظر رو میگما)

راستی روز عشق هم که گذشت ولی به هر حال  valentine مبارک

*****************************************************

                              وقتی رفت                    

وقتی رفت حاشيه درختامون طلايی بود

ماه تو آسمون بود و قحطی روشنايی بود

وقتی رفت ،غبار نشست رو روياهای اطلسی

ديگه هيچ كسی نشد ،عاشق چشمای كسی

وقتی رفت، دريا ديگه به ماهيها نگاه نكرد

ماه ديگه، در نيومد ستاره ادعا نكرد

وقتی رفت، لونه هيچ پرنده ای چراغ نداشت

واسه درد دل دلم، هيچ كسی رو سراغ نداشت

وقتی رفت، پرند ه های كوچه بی دونه شدن

عاقلا، رفتنشو ، ديدن وديونه شدن

وقتی رفت، يه قطره اشك از شهر چشماش جاری بود

همونو، ازش گرفتم آخه يادگاری بود

*****************************************************

می دونی؟
آسمون هميشه آبی نيست،
هميشه هم صاف نيست
گاهی ابريه و گاهی بارونی
و از آسمون هميشه هم بارون نمی باره

خب،
اين طبيعتشه
ولی همون موقعهايی هم که داره بارون می باره، برو بشين پای درد و دل آسمون
ببين چی می گه؟! چرا داره گريه می کنه، دلتو بده به آسمون و عوضش ازش چندتا ستاره بگير

می دونی؟
گاهی آسمون پر ستاره است،
ولی يه ستاره ميون اون ستاره ها، بزرگتر، قشنگتر و درخشانتره
اون ستاره ی "تو" ء من
اسمشو گذاشتم ستاره ی "تو

می دونی؟
وقتی با ستاره ی "تو" حرف می زنم، وقتی بهش خيره می شم يا بهش چشمک می زنم، هميشه ازم يه چيزی می پرسه
می گه: "دوستم داری؟
منم می گم: "دوستت دارم
ولی ديشب از من يه سوال ديگه پرسيد.
گفت: "تو چرا هيچ از من نمی پرسی که دوستت دارم يا نه؟
منم ازش پرسيدم: "تو چی؟ دوستم داری؟
می دونی چی گفت؟
گفت: "قلبتو بده
گفتم: "چه جوری؟"
گفت: "چشماتو ببند، يه نفس عميق بکش و خودتو رها کن. قلبت پرواز می کنه و خودش مياد پيشم.
منم همون کاری رو کردم که ستاره گفت. ستاره قلبمو گرفت و روش يه چيزی نوشت و بعد پَسِش داد.
می دونی چی نوشته بود؟
نوشته بود: "دوستت دارم
نوشته ی ستاره ی "تو" رو قلبم موند. هنوزم هست. تا آخرم می مونه
چرا؟
چون بهم گفت: "حقيقت هيچ وقت نابود نمی شه! چون چيزی است که بايد وجود داشته باشد.

راستی
بيا ايندفعه که داره بارون مياد بريم پشت پنجره و به درد و دل آسمون گوش کنيم.
وقتی شب می شه، بيا دو تايی به ستاره ها نگاه کنيم
وقتی می خواهيم بخوابيم بيا با هم به ماه شب بخير بگيم.
و وقتی صبح می شه، بيا طلوع خورشيد رو که پر از عشق با هم نگاه کنيم.
باشه که عاشق بمونيم! تا آخرش

 

*****************************************************

 

دخترجواني از مکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل شد.

پس از دوماه، نامه اي از نامزد مکزيکي خود دريافت مي کند به اين مضمون:

لوراي عزيز، متأسفانه ديگر نمي توانم به اين رابطه از راه دور ادامه بدهم و بايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام !!! ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من را ببخش و عکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست

باعشق : روبرت

دخترجوان رنجيـده خاطرازرفتارمرد، ازهمه همکاران ودوستانش مي خواهدکه عکسي ازنامزد، برادر، پسرعمو، پسردايي ... خودشان به اوقرض بدهند وهمه آن عکس ها راکه کلی بودند باعکس روبرت، نامزد بي وفايش، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون:

روبرت عزيز، مراببخش، اما هر چه فکر کردم قيافه تو را به ياد نياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان

ای ول به دختره حرکتش خیلی با حال بود نظر شما چیه؟

*****************************************************

اعتماد به نفس کاذب در پسران
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
به اميد بهبودي همه پسران

پسره بی جنبه هم داریم؟

یا حق

 

 

دلشكسته اي به نام مریم | لينک ثابت | موضوع: |

من اومدم | دوشنبه 1386/10/24 | 8:12 بعد از ظهر 

غنچه از خواب پريد
و گلی تازه به دنيا آمد

خار خنديد و به گل گفت: سلام
و جوابی نشنيد

خار رنجيد ولي هيچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زيبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزديک
گل سراسيمه ز وحشت افسرد
ليک آن خار در آن دست خليد و گل از مرگ رهيد

صبح فردا که رسيد
خار با شبنمي از خواب پريد
گل صميمانه به او گفت .... سلام

سلام به همگي .من بازم اومدم با آپ جديد.از همه ي اونايي كه لطف كردن و نظر دادن ممنون.

خوب حالا ميريم سراغ مطالب.ديگه نظر فراموش نشه

******************************************************

هر جا دلم بخواهد

چون میهمانان به سفره ی پر ناز و نعمتی
 خواندی مرا به بستر وصل خود ای پری
هر جا دلم بخواهد من دست می برم
دیگر مگو : ببین به کجا دست می بری
 با میهمان مگوی : بنوش این ، منوش آن
 ای میزبان که پر گل ناز است بسترت
بگذار
مست مست بیفتم کنار تو

بقيشو رو ادامه مطب كليك كن

******************************************************

در آن پر شور لحظه

دل من با چه اصراري ترا خواست،

و من ميدانم چرا خواست،

و مي دانم كه پوچ هستي و اين لحظه هاي پژمرنده

كه نامش عمر و دنياست ،

اگر باشي تو با من، خوب و جاويدان و زيباست .

******************************************************

لحظه ديدار نزديك است .

باز من ديوانه ام، مستم .

باز مي لرزد، دلم، دستم .

باز گويي در جهان ديگري هستم .

هاي ! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ !

هاي ! نپريشي صفاي زلفم را، دست!

آبرويم را نريزي، دل !

- اي نخورده مست -

لحظه ديدار نزديك است .

******************************************************

قفس داران سكوتم را شكستند

دل دائم صبورم را شكستند 

به جرم پا به پاي عشق رفتن

 پروبال عبورم را شكستند

مرا از خلوتم بيرون كشيدند

 چه بي پروا حضورم راشكستند

تمنا در نگاهم موج مي زد

 ولي روياي دورم را شكستند

 

 

 

 

 

 

******************************************************

چند نكته

 هيچ وقت با خودت فکر کرده اي که انتهاي اين عشق ها چيست خرد شدن معشوقه هاي بي پروا و کم سو شدن اميدهاي پوشالي و چيزي که آغاز شد بايد پايانش را هم باور داشت

 

******************************************************

اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

 

******************************************************

 عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري

*****************************************************

خواهم رفت

 

شب بودو من بودم و پروانه

در اين بي كران سياهي دل

خواهم رفت به سوي سوسويي از اميد

اما نه!اين اميد را به گور خواهم برد

خواهم رفت شايد با فانوس خاموش دريارا جويم

اما تو بگو پا به كدام راه گذارم؟

خواهم رفت دردل سياهي شب

شايد تبسمت مرا به بركه اي از نور رساند

من به اين تبسمت نيز دل خوشم

اكنون با پاي عريان پا به اين بي راهه ميگذارم

و حال خواهم رفت...

به كجا؟نمي دانم

 

*****************************************************

تنهايي

 

هنوز عطري از غم در هواست

اين عطر به هنگام دلتنگي به مشامم ميرسد

شايد اين همان نداي تنهاييم است

ميدانم امروز نيز كسي تقي به دل بيگانه با عشقم نميزند

باز بايد به تنهايي پا به اين كوچه ي تنگ گذارم

به ياد مي آورم آن درخت كهن سال عريان را وآن سيبي كه از شاخه لختش افتاد

همان سيب سرخي كه با حسرت يك دوست به تنهايي گاز زدمش

در همين افكار پا به كوچه مي گذارم

باز هم همان درخت عريان و همان سيب سرخ

درخت فرياد ميزند كه:آيا باز هم به تنهايي؟

مي گويم:آري پس با چه كس؟

تنها سكوت است و سكوت و سكوت

ميان همين سكوت صدايي نا آشنا فرياد ميزند:

آهااااااااااااااي در اين خلوت كسي نيست؟

*****************************************************

 

 

 

 

 

 


 


اگه مي خواي ادامه راه عاشقي رو طي كني كليك كن
دلشكسته اي به نام مریم | لينک ثابت | موضوع: |

عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه | شنبه 1386/09/17 | 8:30 بعد از ظهر 

1.       عشق از دیدگاه  حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)

2.       عشق از دیدگاه دختر حاج آقا:  آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد)

3.       عشق از دید یک ریاضیدان :  عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)

4.       عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....)

5.       عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..)

 

6.       عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه  عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....)

7.       عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....)

8.       عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....مرجان با دوستش هم قراره بیآد....دوست مرجان واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم )

9.       عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم  عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم)

10.    عشق از دید کسی که بار اولش نیست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم)

11.    عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ)

12.    عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت  می کنم اگه بیآد خواستگاریم)

13.    به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز)

14.    عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره)

15.    عشق از دید یک مهندس الکترونیک :  عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

16.     عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)

17.    عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد)


******************************************************

پس لرزه بد حجابيهاي اخير در تهران !! 

 - تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه!!

 ۲- بچه مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن قیمت خروس در حد گاو!

   ۳- بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به دیوار مورچه خاک به گور)!!

 

۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و..... از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد نیروگاه بوشهر!