|
تو این شبهــای خط خطــی ستارهـــای پاپتـــــی
گم شدن و نیست تـوی راه فانوســـک رفاقتــــی
به هرکی می خوای دل بدی دل میکـنه به راحتـــی
دنیـــــا چــه آلــــوده شــــده به سم بی صداقتــی
پاهــای عشــق و عــاشقی تاول زده بگـی نگــــی
انگـــــار تمـــوم زنـدگــــــــی گرفته بــوی کهنگـــی
بایـــد با دنیـــا کــاری کــــــرد بیشتر از اینها نشه بد
به پای عشــق و عاشقـــــی مرحم دلدادگــــــی زد
بایـــد دوبـــاره تــازه شــــــــد توی هوای رابطـــــــــه
بایــــد دوبـــاره خط کشیـــــــد رو هر چی رسم غلطـه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امشب فریاد من از بی کسی نیست
فریاد من از دوری یار است
امشب دل من تنگ کسیست
که خزان کرد امید مرا پر زد و رفت
امشب زیر این سقف کبود دل من می نالد
حسرت دیدار می کشد دست به دامان دلم
امشب دل من تنگ کسیست
که غرق در مرداب خیالم گشته
امشب پشت این پنجره ها دل من می خواند
در آتش عشق تو می سوزد و می سازد
امشب دل من تنگ کسیست
که در این فاصله ها گم شده است
امشب رو به این دشت سیاه دل من می گرید
می کند یاد بهار و به خزان می نگرد
امشب دل من تنگ کسیست
که ویرانگر جانم شده است
امشب کنج اتاق دل من میمیرد
می شود خاموش و به خاک می افتد

|