|
یک قطره بود در ظرف انتظار دیروز
موجی،گاهگاهی رد می شد از نگاه مانده ام بر در
هر وقت بیایی
این
این دریای طوفانی امروزم به تو ای مهربان
می گوید:ســــــــلام...
ســـــــال نو مبــــــــارک. به روز عید که نرسیدم
امیدوارم سالی پر از شور و هیجان داشته باشین.
این دفعه اومدم که بمونمــــــــــــــاا
نمی دونین که!!!! از خوشحالی فرشته شدم(آخه بال در آوردم).
بچه ها لطفا چند وقتی این قالب عذاب آورو تحمل کنین تا من یه فکری واسش کنم.
منتظر نظراتون هم میمونمااا
فـــــــعلا...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیوانه نیست
دلا عاشق نوازی از کجا شد پیشه ات؟
مانده ام در کار تو در راه و در اندیشه ات
این نشد رسم محبت از دل بی رحم او
از غم و نا مهربانی مرده خاک و ریشه ات
در ره خوشبختی ات بس عاشقی جا مانده ای
چون شقایق مست باد، تیمارو شیدا مانده ای
قیمت ناز نگاهش را به خون خود دهی
وای بر تو در خم زلف چلیپا مانده ای
گر بداند عاشقی صد ناز بهتر می کند
درد بی درمان دل را صد برابر می کند
دل تمنایی مکن از چشمه سار دیده اش
گر بداند تشنه ای او راه را بدتر کند
مستی تو از لب پربار یک پیمانه نیست
جام قلبت پر شده این کار یک میخانه نیست
روزی آید او ترا هشیار از این مستی کند
یار دیگر گیرد آری،چون که او دیوانه نیست
_______________________________
باز آی تا دوباره دستی به مهر گیریم
مانع شویم بر ظلم، حتی اگر بمیریم
باز آ که عشق بر بام دل بسازیم
هر دو شویم عاشق مستانه دل ببازیم
_______________________________
خبرم داد باد صبا بلبل خوش خوان آمد
غم تنهایی دل سرد شد و درمان آمد
سر شوریده چه مست است به دریای خیال
دل شوریده چه شاد است که سامان آمد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه ی مژگان من
چون تب عشقم چنین افروختی
لاجــــرم شعرم به آش سوختی
ای شب از رویای تو سنگین شده
سینه از عــطر توام سنگین شده
ای به روی چـــشم من گسترده خویش
شادیم بخشــــیده از انـدوه بیـــــــــش
.jpg) |